حسن سيد اشرفى
625
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
559 - انشاء كه وجود خارجى ندارد چگونه مىتواند ايجادكننده معنا بوده و تحقّق خارجى داشته باشد و اصولا چگونه اثر برآن ، مترتّب خواهد شد ؟ ( و هذا نحو . . . و الايقاعات ) ج : مىفرمايد : وجود انشايى ، خودش نحوهاى از وجود است كه چهبسا منشأ انتزاع براى اعتبارى بوده كه اثر شرعى يا عرفى برآن اعتبار مترتّب مىشود . مثلا در عقودى مثل بيع يا نكاح با گفتن « بعت هذا الدّار » و « انكحت فلانا » انشاء تمليك و زوجيّت مىشود كه ايجاد معناى اين عقود است . عقلاء از اين انشاء تمليك يك امر اعتبارى كه عبارت از ملكيّت در « بعت » و از زوجيّت در « انكحت » انتزاع مىكنند كه آثار شرعى و عرفى دارد . اثر شرعى ، آن است كه در « بعت هذا الدّار » يعنى اين ملك ، ديگر ملك مشترى است و اثر عرفىاش ، عبارت از حقّ تصرّف مشترى در اين ملك است . و اثر شرعى در « انكحت » نيز عبارت از زوجيّت بوده و اثر عرفى آن نيز حقّ تصرّف زوج نسبت به زوجه و حقّ نفقهء زوجه نسبت به زوج مىباشد . و در ايقاعات مثل صيغه طلاق نيز معنايش ايجاد بينونت است و عقلا از آن جدايى را كه يك امر اعتبارى بوده منتزع مىكنند كه اثر شرعى مترتّب برآن عبارت از آن است كه اين زن بايد عده نگه دارد و اثر عرفى آن نيز حقّ ازدواج كردنش با ديگرى مىباشد . 560 - آيا مصنّف به هيچ صورتى دلالت كلام لفظى بر ثبوت صفات نفسانى را قبول ندارد ؟ كدام است ؟ ( نعم لا مضايقة . . . حقيقة ) ج : مىفرمايد : آرى در يك صورت و آنهم نه به صورت دلالت تطابقى ، قبول داريم كه كلام لفظى دلالت بر صفات نفسانى مشهوره داشته و آن است كه مضايقه و اشكالى نيست در اينكه در جملات انشايى و نه خبرى مثل صيغهء طلب ( امر و نهى ) و استفهام ، ترجّى ، تمنّى ، اين جملات دلالت مىكنند بر ثبوت و وجود حقيقى اين صفات در نفس
--> - نبوده تا اين جملات دلالتكننده بر آنها و اين صفات نفسانى ، مدلولات كلام لفظى باشند .